تبلیغات
♥...من و تو با همیم...♥ - عاشق ترین مرد...

♥...من و تو با همیم...♥

.: اگر عقل امروزم را داشتم کار های دیروزم را نمی کردم ولی اگر کار های دیروزم را نمی کردم عقل امروزم را نداشتم :.

عاشق ترین مرد...

عاشق ترین مرد آدم بود ...
که بهشت رابه لبخند حوا فروخت...
 حوا که بغض کند حتی خدا هم اگر سیب بیاورد...
 چیزی جز آغوش آدم آرامش نمیکند...
 خوش به حالت آدم...
خودت بودی و حوایت... 
وگرنه حوای تو هم هوایی میشد...!
 وخوش به حالت حوا...
تنها حوای زمین تو بودی... 
وگرنه آدم هوای حواهایی دیگرداشت... 
دیگر نه آدم،آن آدم است و نه حوا، آن حوا....
 من وتو،زاده ی کدامین دو نخستینیم؟؟؟
 که نه بوی آدمیت داریم و نه هوس حوا....؟! 
وقتی سایه ها بوی انسانیت نمی دهند! 
همان بهتر که سایه ای بالای سرت نباشد... 
اینجابرای حوابودن...
آدم کم است...
 به جرم وسوسه چه طعنه ها که نشنیدی حوا....
پس از تو همه تا توانستند آدم شدند...! 
چه صادقانه حواشدی و...
چه ریاکارانه آدمیم...! 
توآدم...
من حوا... 
بیا جهانی دیگر آغاز کنیم...
عشق بورز...
دوستم داشته باش...
تازه سیب چیده ام! 
حوابودن تاوان سنگینی دارد...
وقتی آدم ها برای هردم و بازدم به هوا نیازدارند...! 
حوا...!
 راست بگو تو مگرسیب راپوست کندی وخوردی
 که دنیا اینگونه پوست مارا می کند؟��




طبقه بندی: دلتنگی، عاشقانه،
برچسب ها:عاشقانه، دلتنگی،
[ دوشنبه 3 فروردین 1394 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ ..:مریم بانو:.. ] [ نظرات() ]